فارس ها:
اقوام پارسی نام دستهای از مردمان هندواروپایی (آریایی) است، که با مادها از شمال غربی وارد فلات ایران شدند. زبان این قوم زبان پارسی باستان بود، و هم اکنون به پارسی نو تکلم میکنند. در زبان پارسی باستان «پارسه» (Parsa) نام یکی از اقوام ایرانی مقیم اهل ایران است که مقر ایشان را نیز پارس نامیدهاند. از این قوم دو خاندان بزرگ به شاهنشاهی رسیدهاند، یکی هخامنشیان و دیگر ساسانیان. دانشمندان زبان پارسی باستان را خویشاوند زبان اسلاوهای بالت (سقلابیان بالت) میدانند و این امر موجب این فرضیه شده که اجداد ایرانیان در جوار اسلاوها (سقلابیان) میزیستهاند و اُستهای امروزی را واسطهٔ بین قوم پارس و اسلاوها (سقلابیان) میدانند. امروزه فارس ها را نمی توان یک قوم نژادی به حساب آورد و به دلیل ترکیب ژنتیکی با اقوام مختلف از لحاظ نژادی قابل تفکیک نیستند. زیرا بسیاری از نژداهای غیر پارس, به زبان فارسی سخن می گویند. بر اساس آمارها در دنیا بیش از 110 میلیون نفر به زبان فارسی تکلم می کنند.
روس ها:
مردم روس نژادی از نژادهای اسلاو شرقی هستند، که مردمان این نژاد عمدتاً در روسیه و کشورهای همسایه سکونت دارند. نام روسیه از همین نام منشأ گرفتهاست. روسها به زبان روسی سخن میگویند. جمعیت این گروه قومی در روسیه ۱۱۵٬۸۸۹٬۱۰۷ نفر و با احتساب سایر کشورها این رقم به ۱۵۰ میلیون نفر میرسد.
ترکمن ها:
تُرکْمَنها یکی از اقوام ترکتبار آسیای میانه هستند که عمدتاً در ترکمنستان، شمال غرب افغانستان و شمالشرق ایران سکونت دارند. آنها به زبان ترکمنی از زبانهای ترکتبار شاخه اغوز غربی سخن میگویند. ترکمنها شاخهای از ترکان آسیای میانه معروف به اُغوز یا غُز هستند که از عهد قدیم در صحراهای وسیع بخش سفلای رود سیحون و بین دریای آرال به زندگی کوچنشینی روزگار میگذراندند.
آذری:
مردم آذربایجانی یا آذریها مردمانی با فرهنگ ایرانیهستند که بیشتر در آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان و همچنین در استانهای مرزی ترکیه، گرجستان و روسیه (داغستان) سکونت دارند. آذربایجانیها (قبل جنگ آذربایجان – ارمنستان) در استانهای مرزی ارمنستان نیز ساکن بودند. آذریها عمدتاً با نام «ترکهای آذربایجانی» شناخته میشوند.
گیلک:
گیل یا گیلک، نام قومی ایرانیتبار ساکن کرانههای جنوب غربی دریای خزر است که در استان گیلان زندگی میکنند. گیلکها به یکی از زبانهای هندو اروپایی از زبانهای شمال غربی ایرانی صحبت میکنند. به نوشته ایرانیکا، به نظر میرسد گلای (گیلها) در قرن اول یا دوم قبل از میلاد، وارد منطقه جنوب ساحل کاسپین و غرب روخانه آماردوس (بعدها سفیدرود) شده باشند. پلینی آنها را با کادوسیها که قبلاً آنجا ساکن بودند مشابه میداند. به احتمال زیادتر آنها مردمان جدایی بودند، که شاید از منطقه داغستان آمدند و جانشین کادوسیان شدند. نتیجتاً آنها همچنین از رود آماردوس گذشتند، و به همراه دیلمیان جانشین آماردیها شدند. گیلکان و مازندرانیها در جنوب دریای خزر زندگی میکنند و به زبانهایی از شاخه شمال غربی زبانهای ایرانی تکلم میکنند. اظهار شده که نیاکان آنان از منطقهٔ قفقاز آمده و احتمالاً جانشین گروه قدیمی تری در جنوب خزر شدهاند. شواهد زبان شناسانه این نظر را تأیید میکنند، زبانهای گیلکی و مازندرانی (و نه دیگر زبانهای ایرانی) خصوصیات رده شناختی معین مشترکی با زبانهای قفقازی دارند.
قزاق ها:
قزاقها یا کازاخها یکی از اقوام ترکتبار ساکن شمال آسیای میانه هستند که به زبان قزاقی صحبت میکنند و بیشتر آنها در جمهوری قزاقستان ساکن هستند. قزاقها علاوه بر قزاقستان در روسیه، ازبکستان، چین، قرقیزستان، ترکمنستان، ترکیه، فرانسه، آلمان، هلند، کانادا، آمریکا و افغانستان نیز زندگی میکنند. جمعیت قزاقهای ایران بیش از ۵۰۰۰ نفر است که در شهرهای گرگان، بندر ترکمن و گنبد کاووس زندگی میکنند. بیشتر آنها در اوایل قرن بیستم از قزاقستان شوروی به ایران مهاجرت کردند.
تبری ها:
مردم تبری یا مردمان مازندرانی به مردمانی که به طور کلی دارای پسزمینهٔ قومی تبری (مازندرانی) هستند، و به زبان مازندرانی صحبت میکنند، گفته میشود. مردم مازندران از نسل قوم تپور میباشند . بنابر گزارش بطلمیوس جغرافی نگار شهیر یونانی، قوم تپور از قبایل ایرانی تبار دوران باستان و یکی از طوایف سکاها بوده است.در کتاب تاریخ ایران کمبریج تپوری ها قومی خوانده شده اند که در دوران فرهاد یکم اشکانی ، از پرثوه به مناطق مرکزی جنوب دریای کاسپین (مازندران کنونی) کوچانده شدند. تا جایی که بسیار روشن هست استرابو اقوام جنوبی دریای کاسپین را تا قفقاز یاد کرده است و در جغرافیای استرابو از قوم تپور بعنوان سکنه حاشیه جنوبی دریای کاسپین (هیرکانی) یاد نشده است. استرابو قوم تپور را ساکن سرزمینی میان هیرکانی و آریا (هَرَیو در سنگنوشته بیستون = هرات باستان)، یعنی در شرق هیرکانی یاد کرده است. دانشنامه ایرانیکا موقعیت جغرافیایی سرزمین یاد شده را برابر سرزمین مرو باستان (مرگوش/مرو) دانسته است. دانشنامه ایرانیکا با اشاره به گزارش جغرافیای بطلمیوس که تپورها را قومی سکایی و ساکن سرزمینهای سکاها یاد کرده بود، تپوریهای غربی را نتیجه یک تقسیم قومی در شمال رود اترک (اترک امروزه در ترکمنستان) دانسته و نشانهای از کوچ دستههایی از این قوم سکایی از شرق و از سرزمینهای سکایی و مرو باستان به درون فلات ایران.
کرمانج ها:
کُرمانج نام گروه بزرگی از کردها است که به گویش کرمانجی سخن میگویند. کرمانجها در کردستان ترکیه در خاور و جنوب خاوری ترکیه، در ایران در آذربایجان غربی و شمال خراسان، ایل ملکشاهی در استان ایلام ساکن هستند. همچنین جمعیت قابل توجهی از آنها در استان های شمالی ایران و کشور آذربایجان مستقر می باشند. کرمانج" که به " کرد شمال " نیز معروف است کم و بیش حدود ۷۰٪ تمام کردهای جهان را که امروزه در بیش از ۳۰ کشور جهان پراکندهاند شامل میشود.
ترک ها:
مردمان تُرک یا تُرکها یا تورکها گروههای قومی اوراسیاییاند که در آسیای شمالی، مرکزی و غربی، مغولستان، سیبری جنوبی، شمالغربی چین و بخشهایی از اروپای شرقی ساکناند و به زبانهایی از خانوادهٔ زبانهای ترکیتبار سخن میگویند و اشتراکات تاریخی و فرهنگی میان آنها مشاهده میشود. ترکزبانها در کشورهایی همچون مغولستان، چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران، جمهوری آذربایجان، عراق، ترکیه، قبرس، یونان، سکونت دارند؛ اما در فلات ایران، غیر از زبان و حماسههای کوراوغلو و دده قورقود، هیچ اشتراک دیگری میان این اقوام و سایر اقوام ترکزبان وجود ندارد. خاستگاه اصلی مردمان ترکتبار، آسیای میانه بوده و این مردم از نژاد زرد هستند اما برخی از متأخرین بهتر دانستهاند که تاتارها و ترکها جزو «تورانیان سفیدپوست» حساب شوند. ترک ها به تدریج در غرب آسیا، خاورمیانه، آسیای کوچک و اروپای شرقی پراکنده شدند. اقوامی که امروزه ترکتبار و ترکزبان نامیده میشوند در اراضی وسیعی در کشورهای آسیایی و اروپایی زندگی میکنند. از سمت شرق تا قسمتهایی از مغولستان و چین و از غرب تا قسمتهای از یوگسلاوی سابق و سیبری شمالی تا اطراف مسکو یعنی شهر قازان و از جنوب غربی تا مرزهای لبنان و قسمتهایی از قبرس در یک گسترهٔ جغرافیایی بسیار بزرگ پراکنده شدند. ترکتبارها و ترکزبانها در کشورهایی همچون مغولستان، چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران، جمهوری آذربایجان، عراق، ترکیه، قبرس، یونان، بلغارستان، یوگسلاوی سابق (مقدونیه، بوسنی، کوزوو، کرواسی) رومانی، مجارستان، فنلاند، اکراین، یونان و مولداوی سکونت دارند. ترک ها دارای شعبات و قوم های فرعی بسیار زیادی هستند که در برخی از آنها مانند قزاق ها, آذری ها, ترکمن ها و ... به صورت مستقل تقسیم بندی می شوند.
بلوچ ها:
مردم بلوچ یکی از اقوام ایرانیتبار ساکن در پاکستان، ایران، و افغانستان هستند. مردم بلوچ به زبان بلوچی سخن میگویند، که یکی از زبانهای شاخه شمال غربی زبانهای ایرانی است. برخی از منابع جمعیت بلوچها را ۵۰ میلیون تن تخمین زدهاند. نخستین ظهور بلوچان در آثار تاریخی در کتاب حدودالعالم و نیز در مقدسی با نام بلوص است.∗ در شاهنامه ذکر مسکن این قوم در حدود شمال خراسان امروزی آمدهاست. در مورد قوم بلوچ بعضی از محققین معتقدند که آنها یکی از شاخ نسل آریا هستند که متعلق به ایران میباشند سرهنگ دیمز در نوشته خود The Baloch Race بلوچها را ایرانی النسل میداند. در برخی از کتیبههای داریوش از جمله کتیبهٔ بیستون که در آغاز سال ۵۲۰ پیش از زایش به فرمان وی در صخرهای از کوه بیستون کنده شده از ایالتهای ۲۳گانهٔ هخامنشی از جمله ماکا (بلوچستان) نام برده شده است.
تات ها:
مردمی که امروزه تات نامیده میشوند، در نواری منقطع از کوهستان قفقاز تا کوههای خراسان پراکندهاند. تاتهای ایران یا تاتهای جنوبی از اقوام ایرانیتبار هستند و به شکل پراکنده و نقطهای در شمال ایران (از آذربایجان تا شمال خراسان) زندگی میکنند. مردم تات ایران زرتشتی، یهودی (جهود) و مسلمان هستند و به زبان تاتی ایران از گروه زبانهای ایرانی شمال غربی و زبان تاتی قفقاز از گروه زبانهای ایرانی جنوب غربی سخن میگویند. این زبان متفاوت از فارسی است و به زبان تالشی نزدیک میباشد. تاتهای ساکن قفقاز بنابر عقیدهای رایج خود را از اعقاب ایرانیهایی میشمارند که در عصر ساسانیان به مرزهای شمالی ایران فرستاده شدهبودند. تات واژهای است که ترکزبانان برای مردم ایرانیزبان و ایرانیتبار یکجانشین بهکار بردهاند. به گفته هونی (۱۹۵۷) فارسیزبانان را تات مینامیدند. در مثلها و افسانههای مردم تبریز «تات» به معنی مرد دانا و باسواد و شهرنشین است. تاتهای قفقاز یا تاتهای شمالی نیز (دیگر نامها: لاهیجانی، داغلی، پارسیان قفقاز، پارسیان قفقاز جنوبی) یکی از قومهای ایرانی و شاخهای از فارسها هستند که در جمهوری آذربایجان، فدراسیون روسیه (بیشتر در داغستان جنوبی) و ارمنستان سکونت دارند. این قوم بسته به منطقه زندگی، خود را «تاتی»، «پارسی»، «داغلی» و «لاهیجان (لُهیجُن)» مینامند. به جز بخش کوچکی سنی مذهب، بیشتر تاتها شیعه هستند. همچنین اقلیت یهودی قفقاز هنوز زبان تاتی جوهوری را میان خود نگاه داشتهاند. تاتهای ارمنستان مسیحی هستند. زبان این تیره ایرانی «تاتی» است که همراه با فارسی دری و تاجیکی پارهای از زبانهای ایرانی جنوب غربی و گویشی از فارسی بشمار میرود و زبانی که در ایران، تاتی نامیده میشود نیست. تاتی ایران (که در استانهای قزوین، زنجان، اردبیل، سمنان، آذربایجان شرقی و غیره گویشور دارد) از شاخه زبانهای ایرانی شمال غربی و نزدیک به تالشی، گیلکی و کردی است. نزدیکترین زبان به زبان تاتی ایران، زبان تالشی است در حالی که زبان گروه قومی مورد بررسی، گویشی از فارسی است. استفاده از زبانهای ترکی آذری و روسی نیز در میان تاتهای قفقاز گستردهاست.
گالش ها:
گالش یا گاولش، در زبان فارسی معنای گاوبان میدهد، و ریشه در زبان سانسکریت دارد . در زبان سانسکریت به نگهداری و پاسداشتن از گاو ، گئورکش گفته میشود . بعبارت ساده تر گالش یعنی کسی که دامداری میکند و گاو گوسفند پرورش میدهد . گالشها در گیلان و مازندران و اغلب در کوهها زنگی میکنند. با این تفاسیر شاید نتوان گالش ها را یک قوم مستقل به حساب آورد و باید آنها را یک کلونی اجتماعی بر اساس حرفه ای خاص دانست. گالشها به گویش گالشی حرف میزنند که گویشی از زبان گیلکی است.
تالشی:
تالشی نام یکی از زبانهای ایرانی شمال غربی است و همچنین به فردی که گویشور آن زبان باشد میگویند. زبان تالشی از خانواده زبانهای کناره دریای کاسپین و به زبان تاتی بسیار نزدیک میباشد. تالشی همچنین همریشه با دیگر زبانهای کرانهٔ کاسپین همچون گیلکی و مازندرانی است ولی با آنها تفاوتی آشکار دارد. تاتها و تالشیها و مازندرانیها به زبانهایی سخن میگویند که در بسیاری موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مشابهت دارد. مردم تالش را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: 1: مردم یکجانشین که در روستاها و شهرها زندگی میکنند و پیشهشان کشاورزی است و به آنها «تالش» میگویند2 : باشندگان بلندیها که پیشه آنها دامداری است و اصطلاحاً «گالش» نامیده میشوند. مردمان تالشی در استان گیلان و جنوب شرق کشور آذربایجان ساکن می باشند.
چچن ها:
چچنیها بزرگترین گروه قومی - بومی در منطقه قفقاز شمالی محسوب میشوند، زبان مردم چچن به گروه زبانهای شمال خاوری قفقاز، گروه فرعی ناخچیو، تعلق دارد. این زبان به زبان اینگوشی بسیار نزدیک است. زبان چچنی چندگویش دارد که از میان آنها، گویش چچنیهای ساکن دشتها مبنای زبان ادبی چچن است و واژگان عربی ،فارسی، ترکی، گرجی و روسی بسیاری در آن وجود دارد. چچن ها عموما مسلمان هستند.
قالموق ها:
قالموقها مردمانی با ریشهٔ نژادیِ مغول هستند که در جمهوری خودمختار قالموقستان در جنوب غربی روسیه میزیند. زبان آنها وابسته به زبان اویرات یا جزء شاخهٔ غربی خانوادهٔ زبانی زبانهای مغولی به شمار میآید. زبان اویرات در غرب مغولستان و سینکیانگ چین سخن گفته میشود. خانهٔ قالموقها در غرب رود ولگا و در بخش انتهایی آن و در ساحل دریای خزر واقع شدهاست. تعدادی کمی از قالموقها نیز در طول مسیر رود دان زندگی میکنند. اقلیتی دیگر از قالموقها نیز در نزدیکی مرز قرقیزستان و چین به سر میبرند که بدانها سارت قالموق میگویند. عده ای از آنها نیز در ایالات متحده, آلمان, فرانسه و جمهوری چک ساکن هستند. دین عامه قالموق ها بودایی است.
لزگی ها:
به زبان خودشان، لزگی، به روسی لزگینی نامیده می شوند. اکثریت لزگیها در مناطق " قورخ "، " قاسم کند "، " ماغرم کند "، " آختی " و " دوقوزپاره " واقع در جنوب خاوری داغستان سکنی دارند، در نواحی قوبه و کوثر متعلق به جمهوری آذربایجان نیز کوچ نشینهای لزگی دیده می شود . پیش از این تمام کوهستانهای داغستان را لزگی می گفتند، ولی حالا این نام فقط به این گروه قومی اطلاق می شود. لزگی ها از اعقاب قبایل بومی قفقازند . در بسیاری از روستاها بناهایی با خط کوفی دیده می شود ( مثلاً در آختی ) که مؤید سکونت این اقوام در پیش از سدۀ چهاردهم است . لزگیها نیز بدواً مانند سایر اقوام داغستانی در نتیجه لشکر کشی اعراب به قفقاز اسلام آوردند؛ اما استقرار و سیطره ی اسلام در این ناحیه چند صد سال بعد ، پس از حمله تیمور و بعد از اشغال داغستان به وسیله دولت عثمانی در سده ی شانزدهم تکمیل شد . لزگیها بر خلاف اقوام دیگر داغستانی ، شاهزاده نشینی از خود تشکیل ندادند ، بلکه سیستم اتحاد قبایل یا " جوامع آزاد " را پذیرفتند که در آن هر قبیله می توانست با قبایل دیگر متحد شود و این شیوه را تا سده ی نوزدهم حفظ کردند. عموما لزگی مسلمان می باشند.
آوارها:
آوارها یکی از قومهای بومی قفقاز هستند که سکونتگاه تاریخی آنان کوهستانهای داغستان است و یکی از پرجمعیت ترین قومهای کنونی داغستان هستند. آوارها در بخش بزرگی از کوهستانهای داغستان و تا اندازهای در جلگههای بویناکسک، خاساویورت، و قزلیورت زندگی میکنند. آوارها علاوه بر داغستان در چچن، قالموقستان و دیگر مناطق فدراسیون روسیه نیز زندگی میکنند. بنا بر آمار سال ۲۰۰۲، ۲۸% آوارها در کوهستانها زندگی میکنند. آوارها همچنین در آذربایجان بیشتر در شهرستان بالاکن و شهرستان زاقاتالا زندگی میکنند. اکثر آوارها مسلمان هستند. آوارهای اوراسیایی مردمانی کوچ نشین با ترکیبی از نژادهای گوناگون بودند.بر پایه پژوهشهای آندراس رونا تاس قوم آوار در آسیای میانه در قرون باستان از ادغام چند قبیله شکل گرفتهاست. در قرن ششم میلادی تاریخشناس مناندر پروتکتور اشاره کرد که زبان آوارها شبیه به زبان هونها بودهاست. این نظریه باعث تقویت نظریهای میشود که زبان آوارها را از شاخه اوغور زبانهای ترکی میداند. به تازگی برخی پژوهشها اشاره کردهاند که آوارها به یکی از زبانهای ایرانی سخن میگفتهاند. همچنین با کشف برخی اسکلتهای مغولی در گورهای قدیمی آوارها برخی پژوهشگران ابراز داشتهاند که ریشه آوارهای اروپا به مغولها برمیگردد.هرچند این تئوری توسط دیگران مورد مناقشه قرار گرفته است.
تاتارها:
تاتارها یکی از اقوام ترکتبار هستند که محل اصلی سکونت آنها جمهوری تاتارستان در غرب مرکزی فدراسیون روسیه و بخشهایی از سیبری و آسیای میانه است. تاتارهای تاتارستان که به تاتارهای قازان هم معروف هستند شاخه اصلی قوم تاتار را تشکیل میدهند که به زبان تاتاری از شاخه قبچاق خانواده زبانهای ترکی صحبت میکنند. لفظ تاتار اولین بار در قرن پنجم برای ترکان چادرنشینی که از مغولستان به حوالی دریاچه بایکال سکنی گزیدند بکار رفت. این افراد شاید با قبایل کومان یا قبچاقها ارتباط داشته باشد. واژه تاتار برگرفته از عبارات و متون باستانی چین است که حکایت از قومی دارد که در این مناطق سکنی داشتهاند. از نامهای دیگر این مردمان که در نوشتههای چینی ضبط شدهاست میتوان تاتان و داتان را نام برد. آنها از کوههای آلتای به دشتهای روسیه امروزی منقل شدهاند. در اروپا تاتارها توسط مردم بومی یا خودشان با نامهای: ترکهای قبچاقی، بلغارهای ولگا، آلانها و کیماکها شناخته میشوند. اکثریت تاتارها سنی هستند.
ساخوری ها:
مردمان ساخوری هستند که در روسیه مناطق جنوبی (داغستان) و مناطق شمالی جمهوری آذربایجان در شهرستانهای زاقاتالا،بالاکنو قاخ زندگی میکنند و به زبان ساخوری صحبت میکنند. ریشه این قوم را از گرجی ها و ارمنی ها گفته اند. در آذربایجان در 9 روستا ساکن هستند و در روسیه نیز در ناحیه روتولوسکی که در نقطه مرزی با آذربایجان قرار دارد ساکن هستند.
اودیان:
اودیان, اودینها، اودها یا اودیها گروهی قومی اند که بیش تر در اران (قابالا و اغوز)، روسیه (قفقاز شمالی)، گرجستان (قوارلی از استان کاختی) و استان تاووش ارمنستان مینشینند. جمعیت کل ایشان ۸۰۰۰ تَن است و به زبان اودی صحبت میکنند.
عرب ها:
عرب قومی سامیتبار است. عرب ها در شبه جزیره عرب، شام و شمال آفریقا زندگی میکنند. اما بر اساس تحقیقات بیولوژیک, کروموزم y بسیاری از مردم غرب, جنوب و شرق دریای خزر ریشه در غرب آسیا و مردمان عرب دارد که حاصل کوچ کردن, سکنی گزیدن, ازدواج و تشکیل خانواده در این مناطق می باشد. اما به طور مشخص در حاشیه دریای خزر, در استان های شمالی ایران به نسبت نه چندان زیادی عرب زبانان پراکنده می باشند. بخش بزرگی از سادات که در ایران آنها را "سیّد" می خوانند, حداقل از جانب پدر ریشه و نژاد عرب دارند. مراد از واژه عرب اکنون ساکنان شبه جزیرهٔ عربستان، اکثر ساکنان عراق و سوریه، جنوب ترکیه، اهالی عرب ایران، اهالی عرب فلسطین، لبنان و اردن، سرزمینهای شمالی قاره آفریقا یعنی کشورهای مصر، لیبی، تونس، الجزایر، مغرب، صحرا، موریتانی، و مناطقی از سرزمینهای جنوبی تر آن است. پیش از اسلام مراد از عرب مردمی بودهاند که در جزیرةالعرب زندگی میکردند زیرا مردم عراق و شام از ملتهای سریانی و کلدانی و نبطی و یهود و یونان و مردم مصر قبطی بودهاند و مردم مغرب از بربران بودهاند و همچنین مراد از قوم عرب پیش از اسلام، مردم بادیه نشین در جزیره العرب است که در جهت شمال جزیره العرب و شرق وادی نیل سکونت داشتهاند.
مردمان گرجی:
گرجیها ۸۸ درصد جمعیت گرجستان را تشکیل میدهند و همچنین عده از آنها در ترکیه عدهای دیگر از آنها در آذربایجان بومی هستند. عدهای گرجیها هم از ۴۰۰ سال پیش تا کنون در ایران حضور دارند. کشورهای دیگری که جمعیتی قابل توجه از گرجیها در آن هستند، عبارت اند از: بعضی کشورهای اروپا، ایالات متحده آمریکا، روسیه و فلسطین. گرجیها خود را از نسل کارتلوس میدانند و خود را «کارْتْوِلی» (kartveli) میخوانند همانگونه که ارمنیها خود را از نسل هایک میدانند و خود را «هایْ» (hay) میخوانند. گرجیهای ایران عدهای از مردم گرجی، و یکی از قومیتهای ساکن ایران هستند که اجداد آنها عمدتاً به دلیل مقاومت در برابر پادشاهان ایران، از وطن خود گرجستان، به ایران تبعید میشدند. به طوری که در طول حکومت سلسلههای صفویه، افشاریه و قاجاریه حدود سیصد هزار گرجی در: قزوین، گیلان، مازندران، گلستان، اصفهان، فارس، خراسان و تهران ساکن شدهاند و امروزه پس از گذشت حدود سه قرن، فقط صد هزار تَن از آنان قابل شناسایی هستند که از این میان برخی از گرجیهای مناطقِ ساحلیِ شمالِ ایران با حفظ برخی از عناصر فرهنگی خود یعنی: لباس، رقص، موسیقی، آشپزی و معماری شناخته میشوند و همچنین بعضی از گرجیهای مناطقِ کوهستانیِ غربِ اصفهان به واسطهٔ تکلّم به زبان مادری خود قابل شناسایی هستند.
یهودی ها:
یهودیان گروهی قومی مذهبی نشأت گرفته از بنیاسرائیل، یا عبرانیان غرب آسیا است. بر خلاف تصورات و تبلیغات گسترده یهودی ها, امروزه بخش بزرگی از جامعه یهودی از یک قوم نژادی نیستند. از دیدگاه بیولوژی از نژادها و مردمان مختلفی در این مسلک قرار دارند. از جمله آنها می توان به قوم خزران در منطقه قفقاز اشاره نمود که در ابتدا ادیانی چون زرتشتی و مسیحی داشته و سپس به دین یهود گرویدند. بر اساس اطلاعات نه چندان دقیق و افسانه محور یهودی ها, نژاد آنها به شه پدران کتاب مقدس ابراهیم، اسحاق و یعقوب و شه مادران سارا، ربکا، لیه و راحیل بازمیگردد. یعقوب و خانواده اش به مصر قدیم مهاجرت کردند بعد از اینکه توسط یوسف که وزیر مصر بود دعوت شدند. بازماندگان آنها بعداً توسط مصریان به اسارت گرفته شدند و توسط موسی از اسارت نجات یافتند. این اتفاق در قرن ۱۳ قبل از میلاد رخ داده است. یهودیان امروز تنها بازمانده از قبایل یهودا و شمعون و کمی از قبیله بنیامین و لاوی هستند که همگی با هم پادشاهی یهودا را تشکیل میدادند. از باقیمانده بقیه قبایل اسرائیل که به ده قبیله گمشده معروفند اطلاعاتی در دست نیست. به نظر می رسد این اقلیت دینی در صدد تاریخ سازی برای خود می باشد تا بتواند یک مشروعیت تاریخی را به جهت شناسایی توسط سایر کشورها دست و پا نماید.
ارمنی ها:
شمار مردم ارمنی تبار در جهان حدود ۱۱٬۰۰۰٬۰۰۰ میلیون نفر برآورد شدهاست. حدود ۳ میلیون نفر از آنان در جمهوری ارمنستان زندگی میکنند؛ بقیه در بسیاری از کشورهای جهان پراکندهاند و جامعهای به نام جماعت ارمنیان پراکنده را تشکیل دادند. دیدگاه نخست چنین است که این قوم در اثر ادغام تدریجی اقوام مهاجر هند و اروپایی (قوم آرمن) با اقوام بومی قدیمی تر ساکن در فلات ارمنستان مانند :هوری، اورارتویی، لوویان و هایاسا بوجود آمده است. بر پایه دیدگاه دیگر ارمنیان از آغاز در موطن اصلی خود فلات ارمنستان میزیستند لیکن از ادغام اقوام گوناگون پدید آمدهاند. ارمنیان خود را «های» و کشورشان را هایک یا «هایاستان» مینامند. به علت ناسازگاری اوضاع اقلیمی گیلان با طبیعت ارمنیان تعداد بسیاری از ارمنیان گیلان درگذشتند. ارمنیان مازندران بیشتر در فرحآباد سکونت گزیدند. در دوران قاجار تحول قابل ملاحظهای در اوضاع ارمنیان ایران حادث شد و به دنبال خدمات ارزنده آنان در دوران مشروطیت، آنان سرانجام حقوق یک شهروند ایرانی که سالها از آن محروم بودند را یافتند. دردوران جنگ 8 ساله ایران و عراق نیز رشادت های زیادی را از ارمنی ها می توان برشمرد.
قموق ها:
قُموقها ترک تبارند که در دشت قموق در شمال داغستان روسیه و جنوب منطقه تِرِک زندگی میکنند. سکونتگاه آنها از یک سو به دریای خزر محدود میشود. قموقها ۱۴ درصد از جمعیت جمهوری داغستان روسیه را تشکیل میدهند. زبان این قوم، زبان قموقی است و دین آنها اسلام با نحلههای بومی است که آثاری از باورهای پیش از اسلام در آن دیده میشود. قموقهای شمال داغستان از لحاظ نژادی اصل قفقازی دارند و لااقل تا قرن یازدهم م. به یک زبان قفقازی سخن میگفتهاند، منتها زبان کنونی خود را از قپچاقها میراث دارند. روند گسترش زبان ترکی قموقی در میان قفقازیان (درغه، آوار، چچن، نوغای و غیره) تا نیمه سده بیستم ادامه داشت و میان طوایف قفقاز شمال شرقی نقش زبان مشترک را ایفا میکرد.
لک ها:

لـَک نام یکی از شاخههای قوم لر میباشد و از اقوام اصیل ایرانی است. اکثر آنها در لرستان و در باختر و جنوب باختری ایران زندگی میکنند. البته نظریات متعددی در باب کرد تبار بودن یا لر تبار بودن انها ابراز شده که به دلیل اختلاط قومی و جمعیتی و نیز پراکندگی زیاد به دلیل گسترش پدیده شهر نشینی در ایران نمی توان به درستی این نظریات را قبول یا رد کرد. برخی از طوایف قوم لک در طول تاریخ به علل مختلف از جمله جنگ ها و ... از ماوای اصلی خود کوچ و در سایر سرزمین های همسایه سکنی گزیده اند. یکی از سرزمین هایی که دارای جمعیت قابل توجهی از قوم لک است جمهوری خودمختار داغستان در روسیه و در ناحیه
قفقاز است. بیشتر مردم داغستان از اقوام مختلف نژاد قفقازی هستند به گونه ای که 102 ملیت در این جمهوری زندگی می کنند. به واسطه حضور گروههای قومی بسیار گوناگون در این سرزمین، بهجز زبان روسی بیش از ۳۰ زبان دیگر از جمله آواری، لکی، آذربایجانی، اگولی، چچنی، دارگینی، کومیک، لزگی، نوگایی، رتول، طبرسران، تاتی اران و ... نیز در داغستان صحبت میشود. مردمان قوم لک در داغستان در بخش مرکزی بخش های کوهستانی در حد فاصل نواحی لک و کولینکسی زندگی می کنند. طبق سرشماری جمعیت سال 2010میلادی حدود 161هزار نفر لک که معادل حدود 5.6درصد کل جمعیت است در داغستان زندگی می کنند.
تبرسرانی
:
قوم تَبَرسَرانی (طبرسرانی یا تبسرانی) یکی از اقوام قفقازی هستند که بومی جمهوری خودمختار داغستان در فدراسیون روسیه به شمار میروند. این قوم به زبان تبرسرانی از خانواده زبانهای قفقازی تکلم میکنند و دین بیشترشان مسلمان اهل تسنن است.
نوغای ها:
نوغای ها یک قوم ترک تبار در منطقه داغستان روسیه می باشند. محل اصلی سکونت آنها داغستان و سرزمین استاوروپول می باشد و همچنین در استان آستاراخان نیز حضور دارند. زبان آنها در هم آمیخته از زبان ترکی و مغولی بوده و ریشه در حکومت ترکان مغولی ساکن در شمال شرقی دریای خزر در صده 1500 میلادی دارد. این حکومت در قرن 17 میلادی توسط روس ها و نیز قالموق ها از بین رفت. اکثریت نوغای ها مسلمانند.
رتول ها:
رتول ها مردمانی ترک تبار هستند که در داغستان و بخش هایی از جمهوری آذربایجان ساکن می باشند. زبان رتول ها از دسته قفقازی شمالی به حساب می آید. قوم رتول از نظر آداب و سنن به ساخورها بسیار نزدیکند و سکونت گاه آنها رود سامور می باشد که در نزدیکی مرز روسیه و آذربایجان قرار دارد. رتول ها مسلمانند.
قوم آغول:
مردم آغول از مردمان داغستان در جنوب غرب روسیه هستند. آغولها به چهار گروه عمده تقسیم میشوند که در چهار درهٔ مختلف زندگی میکنند. این درهها شامل آغولدره، کوراخدره، خوشاندره و خپیوکدره میشود. زبان آغولی به خانوادهٔ زبانهای لزگی -گروهی از خانوادهٔ زبانهای قفقازی شمالشرقی- تعلق دارد و آغولها به لزگیها شباهت زیادی دارند. اکثریت آغول ها مسلمانند.
دارگین ها:
مردمان دارگین را می توان از مردمان شمال قفقاز خواند که دومین گروه از لحاظ اکثریت جمعیتی را در جمهوری داغستان روسیه تشکیل می دهند. آنها دارای زبان خاص خود که دارگینی خوانده می شود هستند. بخش کوچکی از این قومیت نیز در قرقیزستان و اوکراین ساکن می باشند. مذهب عامه این مردمان اسلام است.
بلاروس ها:
روسهای سپید یا بلاروسها گروهی از اسلاوهای شرقی هستند که بیشتر در جمهوری روسیه سفید (کشور بلاروس) ساکن هستند. در آغاز سدهٔ بیستم میلادی این ملت دوباره تجدید حیات نمود. امروزه شمار روسهای سپید به هشت میلیون تن میرسد. جمعیت قابل توجهی از بلاروس ها در کشورهای دیگر بخصوص آمریکا و روسیه ساکن می باشند. نژاد این مردمان از مردمان حوزه دریای بالتیک است که در منطقه قفقاز نیز ساکن گردیده اند.
کولی ها:
کولی (غربتی)نام گروههای پراکندهٔ قومی است که در کشورهای مختلف دنیا بهویژه در اروپا و همچنین نواحی مختلف ایران همچون شیراز، سیستان و بلوچستان، خراسان، و برخی دیگر از مناطق جنوبی و مرکزی ایران به سر میبرند. کولیها در سرتاسر دنیا به خواندن ، رقصیدن شهرت دارند. کولی های ایران از سرزمین هند به قسمت های جنوبی ایران از جمله شیراز و کرمان مهاجرت کرده بودند. امروزه جمعیت های پراکنده ای از آنها در نقاط مختلف استان های شمالی ایران و سایر شهرهای حاشیه دریای خزر دیده می شود.
ازبک ها:
ازبکها یکی از اقوام ترکتبار ساکن آسیای میانه هستند . ازبکها بیشینه جمعیت ازبکستان، را تشکیل میدهند و در دره فرغانه که شامل شمال و باختر تاجیکستان و جنوب قرقیزستان میشود و سواحل آمودریا در شرق ترکمنستان و شمال افغانستان نیز جمعیت زیادی دارند. ازبیکها به زبان ازبیکی از خانواده زبانهای ترکی سخن میگویند و بیشتر آنها مسلمان هستند. از میان ترکانی که پیشتر تحت حاکمیت شوروی بودند، ازبیکان دچار کمترین آسیمیلاسیون روسی شدهاند؛ و همگی هنوز هم ازبیکی را به عنوان زبان اول خود میشناسند. مطالعات ژنتیکی از تنوع بالای ژنتیکی بین ازبیکها حکایت دارد و نشان میدهد که تبار آسیای شرقی (شامل ترکها)، آسیای میانهای، اروپایی و خاورمیانهای به ترتیب شایعترین تبارها در این قوم هستند. برابر تاریخ قوم ازبک به عنوان قومی مرکب و بر آمده از فارسی زبانان ایرانی تبار آسیای میانه و تُرک تبار های زرد پوست و چشم بادامی آسیای میانه پیشینه تاریخی چندانی ندارد و بیشتر آن ها تاجیک هایی هستند که در 200 سال اخیر ترک زبان شده اند.
اویغورها:
اویغورها مردم ساکن شمال غرب چین هستند که در ایالت خودگردان سین کیانگ یا ترکستان شرقی (اویغورستان) به مرکزیت اورومچی با جمعیتی نزدیک به 11 میلیون نفر زندگی میکنند. مردم اویغور از اقوام ترک و مسلمان سنی هستند. به غیر از استان سین کیانگ چین؛ مطابق آخرین آمارِ مربوط به سال ۲۰۰۹ میلادی، بخشی از اویغورها اینک ساکن کشور قزاقستان و بخشی کوچکی هم ساکن کشور قرقیزستان هستند. خواجه رشیدالدین فضلاللّه همدانی در جامعالتواریخ مینویسد که کلمه اویغور در زبان ترکی قدیم بهمعنای «به هم پیوستن و مدد کردن» است. خان ترک، اوغوزخان نه پسر داشتهاست که جمع آنها را اویغور گفتهاند. اویغورها یکی از معروفترین ملل ترک هستند که فرهنگ و زبان آنها پایه سایر زبانهای ترکی محسوب میشود و از اولین ملل ترک زبان بودهاند که به دین اسلام گرویدهاند.
آلمانی تبارها:
مردم آلمانی یک گروه قومی هستند که فرهنگی مشترک دارند و به زبان آلمانی سخن میگویند. در آلمان بین شهروندان آلمان و مردم با تبار آلمانی تفاوت قائل میشوند. از نظر تاریخی نیز بین آلمانیهای امپراتوری آلمانو آلمانیتبارها در کل تفاوت قائل میشدند. از میان نزدیک ۱۰۰ میلیون سخنور زبان آلمانی در جهان حدود ۶۶ تا ۷۵ میلیون نفر خود را آلمانی به شمار میآورند. همچنین نزدیک به ۸۰ میلیون آلمانیتبار، عمدتاً در کشورهای ایالات متحده، کانادا، روسیه، فرانسه، لهستان و ... هستند که زبان مادریشان آلمانی نیست. تعداد کل آلمانیها در جهان بسته به تعریف (سخنگویان مادری، آلمانیتبارهای دورگه یا چندرگه) بین ۶۶ تا ۱۶۰ میلیون است. در آمریکا براساس آمار حدود 51 میلیون (۱6 درصد) خود را آمریکایی آلمانی می دانند.
قرهقالپاق ها:
مردم قرهقالپاق(قرهقالپاقها) از مردمان ترکتبار هستند که به زبان ترکی صحبت میکنند. خاستگاه اصلی آنان، نواحی پاییندست رود آمودریا و نیز دلتای این رود در سواحل جنوبی دریای آرال در محدودهٔ کشور ازبکستان است. بخش از این مردم نیز در قزاقستان و در شهرهای حاشیه ای دریای خزر سکونت دارند. معنی قره قالپاق نیز به معنی کلاه سیاه است و علت این نام گذاری نیز کلاهی پشمی به رنگ سیاه که بر سر مردمان این قوم قرار دارد. در کل جهان بیش از 620 هزار قره قالپاق وجود دارد.
کره ای ها:
مردم کره ای را می توان ساکنان شبه جزیره کره و منطقه منچوری که در شمال شرق چین قرار دارد دانست. اکثریت این مردمان در کره شمالی و جنوبی ساکن بوده که جمعیت آنها در کل جهان بیش از 80 میلیون نفر است که بیش از 7 میلیون نفر از آنان در خارج از دو کره ساکن هستند. بخشی از آنها نیز در روسیه و قزاقستان حضور دارند. بخشی از کره ای های ساکن قزاقستان در شرق این کشور و بخشی دیگر در حاشیه دریای خزر ساکن هستند. نژاد کره ای ساکن در آسیای مرکزی را کره ای سارام می خوانند که با ترک ها ترکیب نژادی شده اند.
قرقیزها:
قرقیزها یا مردم قرقیز گروهی از مردم ترک می باشند که در کشورهای آسیای میانه زندگی میکنند، قرقیزستان موطن قرقیزها و قرقیزی زبان آنان به شمار میرود. اکثریت قرقیزها مسلمان می باشند. بخشی از آنها نیز در زمان اتحاد جماهیر شوروی به مناطق دیگر شوروی کوچ کرده و امروزه بومی این مناطق به حساب می آیند. قرقیز ها با جمعیت های کم و زیاد, به غیر از ایران در سایر کشورهای حاشیه دریای خزر پراکنده اند. گفته می شود این قوم از لحاظ نژادی ترکیبی از تیره های جومگال, پشتون ها, ایشکاشیم, تاجیک, پنجکنتی و بارتانگی می باشند.
آسی ها یا ایرانی تبارها:
آسیها یا آسها گروهی از مردم منطقهٔ قفقاز هستند. ایشان خویش را ایرَتّه میخوانند. «ایر» به معنی ایرانی و آریایی و -ته پسوند جمع در زبانهای سغدی، آسی و یغنابی است. آسیها در نیمه راه بخش عمده رشتهکوه قفقاز، زندگی میکنند و تنها راه کوهستانی به نام گردنه در الان از میان آن میگذرد. بنابراین، از میان طوایف قفقازی، آسیها هستند که در شمال و جنوب، و در دو سوی رودخانه زندگی میکنند. عدهای هم در دشت تِرِک، اقامت دارند. به زبان آسی سخن میگویند. زبان آنها جزیی از شاخهٔ خاوری زبانهای ایرانی است. این زبان از خانوادهٔ زبانهای شرقی ایرانی است و با زبانهای یغنابی رابطهٔ نزدیک دارد. این زبان را ادامهٔ زبان سکایی میدانند. آسی ها به وسیله مبلغان مذهبی بیزانسی و گرجی به آیین مسیحی درآمدند. بعدها به اسلام روی آورده و در قرن 19 و 20 روسها برای جلوگیری از گسترش اسلام به دخالت پرداختند، و ازاینرو، برخی از آسیها که از مسلمانان اصیل بودند به ترکیه عثمانی مهاجرت کردند، ولی عدهای دیگر از مسیحیت پیروی کردند. اما، گفته میشود که تنها مراسم این مذهب را به جای میآوردند.
گردآوری و تنظیم: میثم آرائی درونکلا / دکتری حقوق بین الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۳:۸ ب.ظ توسط محمد هزاری ویزنه تالش آستارا
|
محمدهزاری ویزنه تالش